من بهاری را ندیدم جز کنار روی تو

آنچه را دیدم چه باشد 

 قطره ای از سوی تو

من سکوتم را سپردم در هوایت تا که صبح

صد ترانه بشکفد

بر جان من از بوی تو

                                                                      م.ن.ع

/ 6 نظر / 8 بازدید
lili

همه ذرات جان پیوسته با دوست همه اندیشه ام اندیشه اوست نمی بینم به غیر از دوست اینجا خدابا این منم یا اوست اینجا ؟

کاکتوس

عادت ندارم به کسی بهار رو تبريک بگم اما می خوام اين بار به به نفر اين تبريک رو تقديم کنم. تو می دونی اون يه نفر کجاست؟! (توی معنی همين شعره که نوشتی) کاکتوس

lili

شکوهی در جان‌ام تنوره می‌کشد گويی از پاک‌ترين هوای کوهستانی لبالب قدحی درکشيده‌ام. در فرصتِ ميانِ ستاره‌ها شلنگ‌انداز رقصی می‌کنم

مسعود اکبری راد

سلام ... از اينکه به وبلاگم سر زديد ممنون... مطالب وبلاگتان را خواندم نقدش بماند برای بعد که فرصت دست داد... در پناه باران...

سپيده اميد

از سايت شما ديدن نمودم خيلی خوب بود و از شعر های جالبت لذت بردم و به خاطر شعرهای جالبت تو را لينک کردم اميد است همکاری بيشتری داشته باشيم. آيا شعر ها از خودت است؟