به چه امید نشینم لب جو

به چه امید بگویم از او

دل من از همه سو پر ، هوس است

خسته از درد و سزایش قفس است

من همان خسته دل دیروزم

از همان دم که ندیدم ره تو می سوزم

پای من از پی تو می لنگد

دست من سوی تو هی می لرزد

من غافل که به پشت هوسم پنهانم

در نهان از پی تبهای دلم حیرانم

م.ن.ع                         

/ 10 نظر / 10 بازدید
رضا

سلام.من شما رو لينک کردم اگه شما هم به من افتخار بدين خوشحال ميشم.

پولدار

اگر میخواهید بدون پرداخت هیچ پولی از اینترنت پول در بیارین یه سر به وبلاگ من بزنین خوندنش فقط 5 دقیقه وقت می گیره و بگم که این شرکت یه شرکت ایرانیه و کاملا هم رایگانه. کاره خیلی سختی هم نیست . اطمینان دارم چون یکی از دوستانم داره ماهیانه پول میگیره . موفق باشین منتظرتونم .

نیکو

همیشه به کسانی که طبع دارن غبطه می خورم خوش به حالتون

مجتبی

سلام قشنگ و دل نشين بود ممنون که خبر کرديد موفق باشين

lili

سلام پای من از پی تو می لنگد

رضا

سلام دوست خوبم.من آپم اگه ی سر بهم بزنی خیلی خوشحال می شم

lili

سلام آپ کردم

کاکتوس

و به شعر گفتم که بنال از درد خود بخنديد که من ناله بی دردم يه کم گم شده بود اما يه جای دور پيدا ميشه کاکتوس

رضا

سلام دوست عزیزیم.وبلاگ من به روز شد.اگه ی سر بزنین حوشحال می شم.منتظرتون هستم.

حسین افشاری

سلام داداش کجایی ؟ نیستی؟ با شعر پایینیه خیلی حال کردم. موفق باشی