غریبه آشنا

 

دل يا هوس

دل من از همه سو در هوس است

خسته از درد و سزایش قفس است

من همان خسته دل دیروزم

دل نبسته ز پی ات می سوزم

پای من از پی تو می لنگد

دست من سوی تو هی می لرزد

من غافل که به پشت هوسم پنهانم

در نهان از پی بت های دلم حیرانم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٠/٢۳ - محمد نصیر عرب