غریبه آشنا

 

 

من تو را می خواهم که صدایم کردی

که به آن میکده دور ،  آشنایم کردی

من صدای دریا ، نشنیدم هرگز

تو به من فهماندی ، بی صدایم کردی

من خزان سردی ، در دلم می دیدم

با بهاری تازه ، تو رهایم کردی

من نگاهم بسته ، دست و پایم خسته

تو نگاهم کردی ، تا فنایم کردی

                             م.ن.ع

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٢/۸ - محمد نصیر عرب